یک جوجه تیغی دوست داشتنی
می نویسم " درخت" میز چوبی ام به یاد می آورد خاطرات خزه پوش دوران خویش را .... یاد میگیرم تو چه هستی تو یک دریای طوفانی هستی !! تو هم یاد بگیر من چه هستم من یک مرغ دریایی هستم.... می بینی؟؟؟؟ زیاد از هم دور نیستیم... شل سیلور استاین ردپایی خیس بر کویری خشک... گفته بودم سنگدل نیستی - مغرور پاک کن اشکت را........ شاعر: سینا به منش تمام قصه همین بود یکی بودو یکی دیگر هم که زیر پاها له می شد... پ.ن: ... سرخ ترین چهار پاره را تو ساختی شعر تو..... دل من بود............. پ.ن: سال نو مبارک کاهگل باران خورده این.... بوی زندگی من است............. چشم که می بندی دیگر چه فرقی می کند به کدام سو بنگری؟ از هر سو که نگاه کنی.... ندیدن... ندیدن است............... کاش میگفتی چیست؟ آنچه از چشم تو تا عمق وجودم جاریست؟ ما گرسنه نیستیم... هر صبح... گلوله می خوریم--------- پ.ن.۱: برای هرکه از جنگ میمیرد پ.ن۲: بلاگ چوک فراخوان داده سر بزنید ضرر نمیکنید هیچ گاه... بی نام تو شانه نکرده ام.... پ.ن: خیلی دنبال متن واسه محرم گشتم ولی...
| Design By : Night Skin |
